تبلیغات
باران یاس

باران یاس
درشگفتم كه سلام آغازهردیداراست،ولی درنماز،سلام درپایان است.شایداین بدین معناست كه پایان نماز،آغازدیدار است
نویسندگان
لینک دوستان

برداشتی آزاد از آیات 27 تا 31 سوره مائده



    ظاهرا زیر بار نرفته بود که برادرش جانشین بشود و ادعا کرده بود که لیاقتش بیشتر از اوست. به همین دلیل وقتی با پیشنهاد «امتحان» مواجه شد، چاره ای ندید جز اینکه قبول کند. در امتحان که رد شد، باز کوتاه نیامد؛ برادرش را به قتل تهدید کرد و شنیدم که گفت: «می کشمت! ... شک نکن». برادرش اما جواب داد: «من دست روی تو بلند نمی کنم؛ من از خدا می ترسم، تو هم آتش جهنم را برای خودت نخر». .....

.....

   ولی حسادت چشم هایش را کور کرده بود. انگار نه چیزی می دید و نه می شنید... همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد. چشم که باز کرد، جنازه برادرش را دید که روی زمین افتاده... پاهایش سست شد؛ همان جا نشست؛ مات و مبهوت به جنازه او خیره شد... مانده بود با جسد برادر چه کند... این زشتی را باید پنهان می کرد... عقلش به جایی نمی رسید... مستأصل شده بود... .

    خدا به من فرمود که بروم پایین درخت، زمین را بکاوم و غذا بیابم! تعجب کردم که این چه دستوری است؟! اما حرفی نزدم و اطاعت کردم. از بالای درخت پرواز کردم و جایی نزدیک جنازه فرود آمدم. با پاهایم شروع کردم به کنار زدن برگ های روی زمین ولی اثری از غذا نبود! مشغول کاویدن زمین بودم و زیر چشمی نگاهم به قاتل بود... توجه اش به من جلب شده بود و داشت مرا نگاه می کرد... کارم را ادامه دادم که صدایش بلند شد: «ای وای! یعنی من از این کلاغ هم کمترم؟» با عجله بلند شد. شروع کرد به کندن زمین و گودالی به اندازه جنازه برادرش و او را گذاشت داخل آن؛ اولین قبر دنیا! بعد هم خاک های اطراف را ریخت روی جنازه تا او را بپوشاند. نگاهش کردم؛ قابیل پشیمان شده بود اما چه فایده.


برگرفته از: همشهری داستان - کتاب هفتم-www.pakdelan.mihanblog.com




طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: حسود،
[ یکشنبه 2 آبان 1389 ] [ 11:34 ق.ظ ] [ ف غلامی ]

     آفتاب بی‌گرمی و بخار بعد از ظهر پاییز بطور مایل از پشت شیشه‌های در، روی میز و نیمکت‌های زرد رنگ خط‌‌مخالی کلاس و لباس‌های خشن خاکستری شاگردها می‌تابید و حتی عرضه آن را نداشت که از سوز باد سردی که تک‌وتوک برگ‌های زغفرانی چنارهای خیابان و باغ بزرگ همسایه را از گل درخت می‌کند و در هوا پخش و پرا می‌کرد، اندکی بکاهد.
     شاگردها با صورت ترس آلود و کتک خورده شق و رق، ردیف پشت سر هم نشسته بودند و با چشمان وق زده و منتظر خودشان به معلم نگاه می‌کردند. ساختمان قیافه‌ها ناتمام بود و مثل این بود که هنوز دست‌کاری خالق را لازم داشتند تا تمام بشوند و مثل قیافه پدران‌شان گردند.
.....

..... یقیناً پیکر آن‌ها را مجسمه‌ساز ماهری ساخته بود اجازه نمی‌داد که کسی آن‌ها را از کارگاه او بیرون ببرد و به معرض تماشای مردم بگذارد. چون که از همه چیز گذشته بی‌مهارتی او را می‌رساند و برایش بدنامی داشت. مثل این بود که باید جای دماغ‌ها عوض می‌شد و یا در صورت‌ها خطوطی احداث می‌گردید. نگاه‌ها گنگ و بی‌نور بود. بیشتر به توله سگ شبیه بودند تا به آدمی‌زاد. یک چیزهایی در قیافه آن‌ها کم بود.


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: بعداز ظهر آخرپاییز،
[ شنبه 1 آبان 1389 ] [ 11:20 ق.ظ ] [ ف غلامی ]

همیشه به دنبال راه حل ساده تربگردید:

 

دریك شركت بزرگ ژاپنی كه تولید وسایل آرایشی رابرعهده داشت،یك موردتحقیقاتی به یادماندنی

اتفاق افتاد:(شكایتی ازسوی یكی ازمشتریان به كمپانی رسید كه هنگام خرید یك بسته صابون متوجه شده بودآن قوطی خالی است.)

با پیگیری های مدیریت كارخانه بلافاصله این مشكل بررسی ودستور صادرشدكه خط بسته بندی اصلاح شود

وقسمت فنی مهندسی نیزتدابیرلازم جهت پیشگیری ازتكرارچنین مسئله ای را اتخاذ نماید.مهندسان نیز دست به كارشدند وراه حل پیشنهادی خود راچنین ارائه دادند:

                                            (مانیتورینگ خط بسته بندی با اشعه ایكس)

سیستم مذكوردر اسرع وقت خریداری شد وباتلاش شبانه روزی گروه مهندسان،دستگاه تولید اشعه ایكس و

مانیتورهایی با رزولوشن بالا نصب شده وخط مزبورتجهیز گردید.سپس2نفر اپراتورهم جهت كنترل دائمی پشت آن دستگاه ها به كارگرفته شدند تا ازعبور احتمالی قوطی های خالی جلوگیری كنند.

 

نكته جالب توجه این بود كه درست همزمان با این ماجرا،مشكلی مشابه نیزدریكی ازكارگاه های كوچك تولیدی

پیش آمده بود،اما آنجا یك كارمند معمولی وغیرمتخصص آن رابه شیوه ای بسیارساده تروكم خرج تر

حل كرد:(تعبیه یك دستگاه پنكه در مسیرخط بسته بندی تا قوطی خالی را باد ببرد.)




طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: راه حل ساده تر،
[ یکشنبه 7 شهریور 1389 ] [ 06:10 ق.ظ ] [ ف غلامی ]

شخصی نزد همسایه اش رفت وگفت:گوش كن!می خواهم چیزی برایت تعریف كنم.دوستی به تازگی درموردتو می گفت....همسایه حرف اوراقطع كرد وگفت:قبل ازاینكه تعریف كنی،بگوآیاحرفت را ازمیان3صافی گذرانده ای یانه؟

-         كدام3صافی؟

                                   - اول ازمیان صافی واقعیت.آیا مطمئنی چیزی كه تعریف می كنی

                                     واقعیت دارد؟

                                   - نه.من فقط آن راشنیده ام.شخصی آن رابرایم تعریف كرده است.

 

همسایه سری تكان داد وگفت:پس حتما آن را ازمیان صافی دوم یعنی خوشحالی گذرانده ای.مسلما چیزی كه می خواهی تعریف كنی ،حتی اگرواقعیت نداشته باشد،باعث خوشحالی ام می شود.

 

-         شخص جواب داد:دوست عزیز،فكرنكنم توراخوشحال كند.

بسیارخوب،پس اگرمراخوشحال نمی كند،حتما ازصافی سوم،یعنی فایده رد شده است.آیاچیزی كه می خواهی تعریف كنی،برایم مفیداست وبه دردم می خورد؟

 

                                   - نه، به هیچ وجه!

همسایه گفت:پس اگراین حرف،نه واقعیت دارد،نه خوشحال كننده است ونه مفید آن راپیش خودنگه دار

وسعی كن خودت هم زود فراموشش كنی.




طبقه بندی: داستان،
[ شنبه 6 شهریور 1389 ] [ 12:23 ب.ظ ] [ ف غلامی ]

كشاورزی بود كه تنها یك اسب برای كشیدن گاوآهن داشت.

روزی اسبش فرار كرد.

همسایه هابه اوگفتند:چه بداقبالی!

اوپاسخ داد:شاید!

روزبعد اسبش با دواسب دیگربرگشت.

همسایه ها گفتند:چه خوش شانسی!

اوگفت:شاید!

پسرش وقتی درحال تربیت اسب هابود افتادوپایش شكست.

همسایه هاگفتند:چه اتفاق ناگواری!

اوپاسخ داد:شاید!

فردای آن روزافراد پادشاه برای سربازگیری به روستای آنها آمدندتا مردان رابه جنگ ببرند،اما پسراو رابه جنگ نبردند،چون پایش شكسته بود.

همسایه ها گفتند:چه خوش شانسی!

اوگفت: شاید!

واین داستان ادامه داردهمانطوركه زندگی ادامه دارد!




طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: داستانهای كوتاه،
[ دوشنبه 25 مرداد 1389 ] [ 04:39 ب.ظ ] [ ف غلامی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

از اینكه قدم رنجه كردین به وبلاگم اومدین ممنون.
دراین وبلاگ دانستنیهای پرستاری -مذهبی -نوشته ها ،شعرهایم و اشعار دیگر شاعران نوشته می شود.
هرگونه كپی برداری ازشعرها و دلنوشته ها باذكر نام نویسنده(ف.غلامی)
منتظر نظرات ارزنده و زیبایتان هستم.
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب